فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

قرض‌وغوله

وضعیت: «در حال ویراستاری»
قرض‌وغوله ‎qarzoqule‎ [املای دیگرِ قرض‌وقوله]
⇐ قرض‌وقوله.
۱۳۳۴ش. دیگر آب از گلوی رحمت‌الله پایین نمی‌رفت. نه خواب برایش مانده بود و نه خوراک و هر روز باید مقداری از اندوخته‌اش را از صندوق بردارد و به مصرف مزد کارگرها و مخارج ضروری دیگر برساند: روزی رسید که صندوق هم خالی ماند و رحمت‌الله مجبور شد بنای قرض‌وغوله را بگذارد (جمالزاده۱۱، ۱۴۶) ║ ۱۳۵۵ش. کسی‌ که مزد ناچیز عمامه‌پیچی برایش زمانی مبلغ حسابی بود، به‌تدریج به صدها و هزارها تومان دست یافت و چاله‌وچوله‌ها را پر کرد و قرض‌وغوله‌ها را پرداخت (احسان طبری۲، ۵۲)

معنی قرض‌وغوله | فرهنگ جامع زبان فارسی