فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

شدت‌ورخا

وضعیت: «در حال ویراستاری»
شدت‌ورخا ‎šeddatoraxâ‎ [صورت نحوی: شدت و رخا]
(اسم) تمامیِ شرایط شامل دشوار و آسان.
ق۵. خودرو چو خس مباش به هر سرد و گرم دهر/ آزاده سرو باش به هر شدت‌ و رخا (مسعود سعد، ۱‏/۲۳‏) ║ ق۶. ایشان در شدت‌ و رخا و خوف‌ و رجا بر دعاء دولت قاهره و ثنای حضرت زاهره متوفّر بوده‌اند و به حقوق اکید قدیم و جدید مستظهر (بهاءالدین بغدادی، ۱۵) ║ ق۷. در سِرّ و در علانیه و شدت‌ و رخا/ پیوسته بودمت به دلی پاک دوستدار (قمری آملی، ۱۷۶) ║ ق۸. همواره ایشان در غم و شادی و بند و آزادی، دم موافقت زدندی و در شدت‌ و رخا و غنا و عنا قدم مرافقت سپردندی (ثغری، ۴۱۳) ║ ق۱۰. بیعت کردند که در سرّا و ضرّا و شدت و رخا مطیع و منقاد رسول خدا باشند (حافظ حسین، ۲‏/۴۵۷‏) ║ ق۱۳. نسبت‌ به خوانین افغان نیز که در نشیب‌ و فراز و شدت و رخای آن جناب طریق وفا پیموده و رسم موافقت و حقوق چاکری ادا نموده بودند، علی‌قدرمراتبهم، انواع الطاف و اشفاق خسروانی به‌ظهور رسید (دنبلی، ۱۱۸) ║ ۱۳۲۱ش. گرگ باران‌دیده کنایه از شخص سردوگرم‌چشیده و شدت‌ و رخا و پست‌ و بلند تحمل کرده و ازکار درآمده است(پ) (عبداللّه مستوفی، ۳‏/۳۷۵‏)

معنی شدت‌ورخا | فرهنگ جامع زبان فارسی