وضعیت: «در حال ویراستاری»
شجاعتشعار šo(a)jâ’atše’âr
(صفت) (درمورد کسی) بسیار دلیر که گویی لباس شجاعت بر تن دارد. شجاع ؛ ← شجاع یک.، شجاعت.
ق۹. چندین هزار دلاوران شجاعتشعار با تیغهای گوهردار و قبضههای مرصّع زرنگار پیرامن بارگاه صف کشیدند و تمامی لشکر زرههای داوودی در بر، سلاحها بر تن راست کرده، منتظر اشارت بایستادند (اسفزاری، ۲/۲۸۵) ║ ق۱۰. آنجماعت از سپاه تاتار که با سلطانِ شجاعتشعار مقاتله نمودهبودند به ایشان بازخورده همه را طعمۀ حسام خونآشام ساختند (خواندمیر۱، ۲/۶۵۷) ║ ق۱۱. مصطفی پاشا کوچبرکوچ روانۀ مقصد گشت که به یکبار امارتپناه شجاعتشعار امام قلیخان قاجار و میرزا علی سلطان و... در موضع واثقی به رومیان رسیدند (محمود افوشتهای، ۸۶) ║ ق۱۲. در آن وقت، خان شجاعتشعار/ که دانش شد از نام او نامدار (حسینی منشی، ۴۶۳) ║ ق۱۳. رکابداران معروض داشتند که سواری چند در اطراف راه پیدا شدهاند و یحتمل که دزد و راهزن باشند، خان شجاعتشعار اسب را تبدیل، بر جنیبت صرصرتک سوار و نیزۀ جگردوز از نیزهدار گرفت (رضاقلی خان، ۹/۲۷۲)