وضعیت: «در حال ویراستاری»
زغال zoqâl [گونۀ دیگر: ازگال، زکال، زگال، زوال، ژکال، ژگال؛ املای دیگر: ذغال، ذوغال، زقال، زوغال، زوقال]
(اسم) ۱. نوعی مادهٔ جامد سبکِ سیاهرنگ، شکننده و متخلخل که قسمت عمدهٔ آن از کربن تشکیل شدهاست و از سوختن چوب، استخوان و دیگر مواد گیاهی و جانوری در شرایط دمای بالا و اکسیژن کم به دست میآید و بیشتر بهعنوان سوخت و پس از آن، بهعنوان مادهٔ جاذب و جداکننده (فیلتر) در پزشکی و صنعت کاربرد دارد.
ق۵. زغال: انگِشت، که فحم نیز گویند (اسدی۲، ۳۳۴) ║ ق۶. فحمٌ: انگشت، زغال (زمخشری، ۵۴) ║ ق۷. حسین علیهالسلام انگشت بر آن بیاض نهاد، سیه شد، همچون زغال (محمد رازی، ۲/۶۴۸) ║ ق۸. بدان الفاظ گهربار و التفات پادشاهانۀ معین دریافتم که حیاتی تازه ... از سر گرفت و چراغ نیممردۀ آفتاب به زرده رسیده با زغالی افروخته گشت (رشیدالدین فضلاللّه۱۷، ۲۴۳) ║ ق۹. تحمیم: سیاه شدن سر به موی و پر برآوردن جوجه و زن را متعه دادن بعد از طلاق و چیزی را به زغال سیاه کردن (محمد بن عبدالخالق، ۱/۴۰۴) ║ ق۱۰. درویشی نزد وی آمده گفت: اگر خواهی که از این علت نجات یابی، از خاک شوره باید گرفت و با گوگرد و زغال منضم ساخته، در هاون صلایه سازند (روملو، ۱/۱۳۸) ║ ق۱۱. مسعودا ... بعد از فوت پدرش به اصفهان آمده، دلّالی زغال و هیمه که به وظیفۀ ملّاوارسته مقرّر بود، گذرانیده (نصرآبادی۱، ۱/۶۰۸) ║ ق۱۲. ای برادر، این را ابرق خوانند، نه در آب غرق شود و نه در آتش بسوزد. با خود ببر، چون از تو سؤال کند، بگوی که شنیده کی شود مانند دیده. در طاس کلان آب بیارید و زغال روشن کنید، آن زمان بنمایم که آن چیست! (حاتمنامه۲، ۴۱۰) ║ ق۱۳. از این راه زغال و برنج از مازندران به دارالخلافه میآوردند (اعتمادالسلطنه۵، ۲/۱۱۹۰) ║ ق۱۴. زغال اهل قم بیشتر از آنجاست، اگرچه از بلوک قهستان قم و وزوای تفرش هم میبرند، اما زغال جاسب بهتر است (ارباب، ۱۳۸) ║ ۱۳۰۰ش. خاکۀ زغال را منی شاه سی و پنج شاهی هم کسی یاد ندارد (جمالزاده۱، ۷۰) ║ ۱۳۳۱ش. عمقزی زغالهای نیمهگرفتۀ سر قلیان را با دستش زیرورو کرد (آلاحمد۷، ۲۷) ║ ۱۳۶۸ش. در گذشته آتشهای مصنوعی ... به شکل کوزههای باریک پر از باروت و گرد زغال با دهانۀ گشاد که آتش آن را مشتعل میساخت ... تقریباً در تمام خانهها و پشتبامها انجام میشد (زرّینکوب۲، ۴۴۵) ║ ۱۳۸۰ش. برادر بزرگ با زغال برای عروسکها صورت میکشید. برادر بزرگ روی هرچه دمِ دستش بود، نقاشی میکرد (پیرزاد۱، ۱۳۴)
۲. ← زغالاخته۱.
ق۸. چون خواهند که آن را پیوند کنند هم در سال که شاخ از زمین برآید، به لوله پیوند توان کردن؛ خواه به انواع آلو و خواه به زردآلو و گیراس و زغال و غیره (رشیدالدین فضلاللّه۷، ۱۹) ║ در معرفت و بیان درخت زغال ... درخت آن مانند درخت آلوست و آن در هر ولایتی نمیباشد (رشیدالدین فضلاللّه۷، ۴۶) ║ ۱۳۶۹ش. ایگلسیا مشغول پختن کلوچه بود. خمیری را که با آب و آرد قدری مارگارین زغال که در برشهای نازک بین اسرا تقسیم کرده بودند ... روی یک تکه ورق آهن زنگزده ریخته بود (بدیعی، ۲۰۰)
۳. ← زغالاخته۲.
ق۱۰. بیارند غورۀ خشک و زرشک و زغال، هرکدام که خواهند بجوشانند و چکیده کنند (باورچی، ۹۱) ║ ق۱۱. شلهپلاو غوره و آلوچه ... و زرشک و تمر و زغال و سماق و غیره بدین نوع است (نوراللّه آشپز، ۲۴۹) ║ ق۱۳. بهجای ناردان اگر به دست نیاید، آب غوره توان زد، و بهجای ترشی انار، ترشی زغال یا آلوبالو توان به کار برد (نادر میرزا، ۱۰۴)
۴. ← زغالسنگ.
ق۱۳. در یکی از معدنهای زغال لوکاستر ازقضا آتش افتاده، بهقدرِ دویست نفر تلف شد (اختر، ۲/۹۸۹) ║ تمام این کوه زغال است و عملۀ بسیار دارد (سیّاح، ۹۹) ║ ق۱۴. در این ناحیه معدن سرمه و سرب و نحاس کمی هست و در کنارهای آن گوگرد و زغال نیز دارد (محمدمهدی اصفهانی، ۲۰)
۵. (مهندسی برق) قطعهٔ کوچکی از جنس کربن یا گرافیت که در موتور یا مولد برق برای برقراری جریان بین قسمتهای ثابت و متحرک به کار میرود؛ جاروبک.
۶. ناخالصی و لکههای سیاه درون برخی از سنگهای قیمتی و نیمهقیمتی مانند الماس، زمرّد، یاقوت، عقیق و مانند آن.
زغال استخوان (مصوب فرهنگستان، ۱۳۸۵، در برابر bone charcoal)
زغالی که از سوزاندن استخوان حیوانات، تا حدی که ترکیبات آلی آن از بین برود، به دست میآید؛ زغال حیوانی ؛ زغال حیوانی.
زغال افونموس
نوعی زغال که از شاخههای باریک درخت شمشاد تهیه میشود و در طراحی و نقاشی به کار میرود.
۱۳۶۸ش. دانیل دورتر، پاها را روی هم انداخته و مقوّایی روی زانو گذاشته بود و با زغال افونموس طرحی از مادرش میکشید (نجفی۱، ۱/۱۲۷)
زغال اکتیو
← کربن فعال.
زغال باغی
نوعی زغال نامرغوب، بیدوام و ارزان که از انواع درختان میوه و باغ مانند تبریزی، بید و جز آنها تهیه میشود.
۱۳۴۵ش. چون در کوهستان عراق جنگل وجود ندارد، زغال خوب جنگلی نایاب است؛ ولی زغال باغی و هیزم نسبتاً ارزان و فراوان است (رضا وکیلی طباطبائی تبریزی: فرهنگ ایرانزمین، ش۱۴/۴۲۳) ║ ۱۳۷۱ش. معمولاً دو نوع ذغال در ذغالفروشیها بهفروش میرسید، نوعی همین ذغال جنگلی که نوع مرغوب آن بود که پرمغز و بادوام بود با قیمت گرانتر فروخته میشد و نوعی بهاسمِ ذغال (باغی) که از درختان باغهای اطراف مانند درختان میوه و بید و تبریزی و زبانگنجشک بهدست میآمد (شهری۱، ۴/۴۷۱)
زغال پوکه
زغالی که یک بار روشن و سپس خاموش شدهاست.
۱۳۴۸ش. برخی زنان ویاردار زغال میخوردند و پارهای زغال پوکه را بیشتر میپسندیدند (کتیرایی۱، ۱۰)
زغال جکسن (املای جکسون نیز به کار میرود)
نوعی زغال فشرده با ماندگاری بالا و بدون بوی نامطبوع یا جرقه که برای کباب کردن، قلیان کشیدن و مانند آنها به کار میرود.
۱۳۶۸ش. آمدند برایش تریاک را آورده، خودشان هم چوب وافور و حقه و سوراخ و سیخ و انبر و حتی ذغالش که از چوب گز و بلوط و ذغال (جکسن) باشد، ساخته و یافته خودشان هم طرز کشیدنش را به او آموخته گفتند این تریاکت و این هم وافور و سیخ و انبر و این هم ذغال مخصوصش و حالا بنشین و بکش! (شهری۲، ۵/۲۳۲)
زغال جنگل
پیشنهاد حذف.
زغال جنگلی
نوعی زغال مرغوب و بادوام که از چوبهای جنگل تهیه میشود.
۱۳۴۵ش. چون در کوهستان عراق جنگل وجود ندارد زغال خوب جنگلی نایاب است. ولی زغال باغی و هیزم نسبتاً ارزان و فراوان است (رضا وکیلی طباطبائی تبریزی: فرهنگ ایران زمین، ش۱۴/۴۲۳) ║ ۱۳۷۱ش. ذغال (باغی) که از درختان باغهای اطراف مانند درختان میوه و بید و تبریزی و زبانگنجشک به دست میآمد که پوک و بیمغز و بیدوام بود که ارزانتر عرضه میگردید و غالباً ذغالفروشهای متقلب آنها را با ذغالهای جنگلی مخلوط نموده، درهم میزدند (شهری۱، ۴/۴۷۱)
زغال چوب
زغال حاصل از سوختن چوب انواع درختان و گیاهان که عمدتاً به مصرف سوخت میرسد.
ق۱۲. بهترین همه کباب گوشت حلان چاق فربه چرب است ... و بدترین آن، آن است که از گوشت پیر لاغر و نمک بسیار بران زده و یا بر اخگر زغال چوب و فلا و انجیر و خروع و زقوم و امثال اینها ... بریان نموده باشند (عقیلی خراسانی، ۷۲۷) ║ ق۱۴. زغال چوب حرارتش تقریباً دو مساوی است (۷۰۰۰ کالری)، ولی دارای منقصت است، یکی احتراق به سرعت و دیگری گرانی قیمت (ناصرالحکما، ۱۲۳) ║ ۱۳۱۴ش. در هر جائی معدن آهن و جنگل که منبع زغال چوب است وجود داشت، مهارت آهنگران زیاد شد (عصر آهن: مهر، ش۹/۹۵۵) ║ ۱۳۴۴ش. مصرف زیاد زغال چوب در صنعت ذوب فلز سبب از بین رفتن جنگلها بهخصوص در کشور انگلستان ... گردید (حبیب چینی: نامهٔ اتاق بازرگانی، ش۱۴۵/۴۱) ║ ۱۳۷۲ش. در سال ۱۳۶۶ سوخت عمدهٔ مصرفی ۸۰/۶ درصد از خانوارهای جامعهٔ عشایری هیزم و زغال چوب بودهاست (بهرام امیراحمدی: اطلاعات سیاسی - اقتصادی، ش۶۹-۷۰/۱۰۹) ║ ۱۳۹۸ش. بوتهکنی، تهیهٔ زغال چوب، چرای بیرویهٔ دام و عدم رعایت اصول صحیح کشاورزی از دیگر عوامل کاهش پوشش گیاهی این استان محسوب میشوند (عباسعلی ولی و دیگران: تحلیل فضایی مخاطرات محیطی، ش۳/۱۲۶)
زغال چینی (اولین زغال فشرده که به ایران وارد شد، ساخت کشور چین بود، ازاینرو به زغال چینی معروف شد)
← زغال فشرده.
زغال حیوانی (مصوب فرهنگستان، ۱۳۸۵، در برابر bone charcoal)
← زغال استخوان.
ق۱۴. با تلمبهٔ معدی، معده را شسته و آنتیمون مقی تجویز کرده و بعد جوهر مازو (تانّن) ... در قدری آب و زغال حیوانی و جوشانیدههای قابض و محلول یدور دوپتاسیوم یدوره خورانیده، خدارت را ... رفع نمایند (ناصرالحکما، ۱۹۸) ║ ۱۳۴۵ش. زغال حیوانی (استخوان سوخته) را برای تهیهٔ رنگ سیاه به کار برده و در صنعت از استخوان برای تهیهٔ سریشمهای نوع متوسط استفاده میشود (جاوید فیوضات: هنر و مردم، ش۵۲/۳۷) ║ ۱۳۵۸ش. درمان به طریق حساس کردن، شامل تجویز داروهایی است که خود بیضررند، ولی وقتی الکل مصرف شود، اثر سمی پیدا میکنند ... . سادهترین این مواد زغال حیوانی است (نوشابههای الکلی: هدهد، ش۲/۱۰۲)
زغال زنده
← کربن فعال.
زغالِ سنگ
صورت نحویِ زغالسنگ.
زغالِ سنگی
← زغالسنگ.
ق۱۳. راه انداختن معادن آهن و زوغال سنگی مایۀ ثروت بیاندازه و روشنائی رخشندۀ مملکت و موجب مزید قوّت و قدرت دولت است است (اختر، ۲/۱۵۲۷) ║ ق۱۴. آگاهی حاصل نماید که در روسیه روغن غاز را به چه طریق و چه تدبیر در واپورها بهجای زوغال سنگی استعمال مینمایند (اختر، ۴/۳۳۲۰) ║ یکی از آن میان گفت: مشهدی، زغال معدنی یا سنگی برای چه لازم است؟ ما همه هیزم میسوزانیم، زغال هم داریم (مراغهای، ۱۰۳)
زغال سینهکبوتری
نوعی زغال وافوری درشت و با سطحی صاف ؛ زغال سینهکفتری.
۱۳۰۵ش. چون آدم غصهدار آهی میکشید و بلافاصله نوکری را صدا میزد و دستور تهیۀ آتش منقل وافور را با ذغالهای سینهکبوتری میداد (مشفق۲، ۲۶۰)
زغال سینهکفتری
← زغال سینهکبوتری.
۱۳۵۵ش. نوکرها منقلهای برنجی بزرگی میبرند با ذغال سینهکفتری، قوریهای شکمگندۀ چای میبرند به رنگ یاقوت احمر (احسان طبری۲، ۱۴۹) ║ ۱۳۶۳ش. برای یک تریاکی کارکشته و اصیل، مجلسی مهیاتر از این مجلس بهدشواری یافت میشد: آتش زغال بادام سینهکفتری، تریاک عالی زعفرانی (ندوشن، ۱/۱۴۶)
زغال شدن
۱. تبدیل شدن به زغال ۱.
۱۳۱۵ش. زندگی من مثل شمع خردهخرده آب میشود، نه، اشتباه میکنم، مثلِ یک کُندۀ هیزم تر است که گوشۀ دیگدان افتاده و به آتش هیزمهای دیگر برشته و زغال شده، ولی نه سوخته است و نه تروتازه مانده، فقط از دودودَم دیگران خفه شده (هدایت۱، ۵۰) ║ ۱۳۵۳ش. کدخدا که قلیانش قلوقل میکرد ... قُرقُر کرد: به نون خلق خدا مخالفن. جنگل خدا تا بود و بود، زغال میشد، حالا میگن قدغنه دیگه، کلکه همهش (گلستان۱، ۵۷)
۲. مجهولِ زغال کردن؛ زگال شدن؛ ژکال شدن.
۱۳۴۸ش. شعلههای آتش هر لحظه بیشتر زبانه میکشند و یک نفر میسوزد و زغال میشود (احمدعلی صمصامی: مهنامۀ قضایی، ش۴۳/۱۰۲) ║ ۱۳۷۳ش. اگر دست شما به آن آتش سوخت و قرمز شد یا زغال شد، آن وقت آتش در شما تحقق پیدا کرده، این را حقالیقین مینامند (علیرضا ذکاوتی قراگزلو: بیّنات، ش۴/۱۱۶)
زغال فشرده
نوعی زغال صنعتی متشکل از گرد زغال، خاک اره و ضایعات محصولات کشاورزی مانند پوست گردو و جز آنها که با نوعی مادۀ استحکامدهنده ترکیب میکنند و سپس با فشار دستگاه آن را به شکلهای گوناگون قالب میزنند ؛ زغال چینی؛ زغال قالبی.
زغال فعال (فعال: فعالشده)
← کربن فعال.
۱۳۵۸ش. این پادزهر از اکسید منیزی، زغال فعالشده و اسیدتانیک (جوهر مازو) ساخته شدهاست (ندیم مرادپور: هدهد، ش۹/۸۸) ║ ۱۳۷۹ش. استفاده از زغال فعال میتواند از جذب دارو بعد از خوردن استامینوفن جلوگیری کند (عبدالکریم پژومند و دیگران: پزشکی قانونی ایران، ش۱۹/۳۱) ║ ۱۳۹۳ش. محققان دیگری اثر حرارت و صاف کردن با کمک زغال فعال را بر کاهش میزان پاتولین در آب سیب تجاری بررسی ... نمودند (محمدهادی اسکندری و دیگران: بهداشت مواد غذایی، ش۱۵/۵۳)
زغال فعالشده
⇅ زغال فعال.
زغال قالبی
← زغال فشرده.
زغال قَرع
(شیمی) مادهٔ کربنی بسیار سخت و خالصی که در فرایند استخراج گاز از زغالسنگ بهصورت رسوب روی جدار قرع یا کوره تشکیل میشود و در ساخت الکترودهای زغالی به کار میرود.
زغال قهوهای
(علوم زمین) نوعی زغالسنگ نرم، به رنگ قهوهای مایل به سیاه که حدود نیمی از آن را کربن تشکیل میدهد و به عنوان سوخت به کار میرود ؛ لیگنیت؛ لینیت.
۱۳۶۷ش. بلغارستان دارای معادن زغال قهوهای از نوع مرغوب میباشد (وضعیت انرژی ...: مجلهٔ اقتصادی، ش۲۶/۲۴) ║ ۱۳۹۴ش. تولید زغالسنگ آلمان بین سالهای ۱۸۷۱ تا ۱۹۱۳ تقریباً هفت برابر و تولید زغال قهوهای (لیگنیت) این کشور ده برابر شد (مهدی رفعتیپناه: کارنامهٔ تاریخ، ش۴/۹۸)
زغال کردن
(مجاز) سوزاندن و از بین بردن ؛ زگال کردن۲.
۱۳۵۲ش. سروصدای خفه و بدی از حفرۀ زیر تنظیفها، از جایی که سابق دهانش بود، بیرون آمد که شباهتی به صدای آدمیزاد نداشت. صدایی بیصدا و خفه. یک جور زمزمۀ کلفت. انگار تارهای صوتی حنجرهش را سوزانده و زغال کرده بودند (فصیح۲، ۳۱۹) ║ ۱۳۷۵ش. آتش آمده حالا نزدیکیام که زغالم کند (مندنیپور۱، ۱/۱۱۱) ║ ۱۳۸۹ش. فیض بزرگ حق، دشمن را در خاک طبس زغال میکند و در اینجا باید گفت «و اما بنعمه ربک فحدث» (مهدی شاهآبادی: شاهد یاران، ش۶۲/۶۱)
زغال کشمشی
زغالی در اندازه متوسط که برای درست کردن قلیان یا پختن کباب به کار میرود ؛ زغال مویزه؛ زغال نیمدانه.
۱۳۷۴ش. الرفیقالعقید از تو جعبۀ کوچک زیر المنت چند زغال کشمشی ـ که انگار کار کارخانه بود ـ یکدست و یکهوا درآورد و گذاشت روی المنت (محمود۸، ۲۰) ║ ۱۳۷۹ش. شهربانو ... میرود از زیر خرپشته آتشگردان را پر میکند زغال کشمشی، چند قطره نفت میریزد، رو بام میگرداندش تا زغالها بگیرد (محمود۲، ۲/۷۸۴)
زغال کک
← کک.
۱۳۴۴ش. ایران میتواند از زغال کک خود برای مصرف داخلی فولاد استفاده نماید (حبیب چینی: نامهٔ اتاق بازرگانی، ش۱۴۵/۴۶) ║ ۱۳۷۵ش. این اقشار ممکن است کمتر و کمتر از منابع تجاری انرژی همچون نفت سفید، برق، گاز و زغال کک استفاده کنند (نیکو سرخوش: رهیافت، ش۱۲/۶۳) ║ ۱۳۹۷ش. عمل آوردن چرم، انتشار و چاپ، تولید زغال کک، تولید محصولات لاستیکی و پلاستیکی ... موجب کاهش شدت انرژی گردیدهاست (اسدی ملکآبادی - مراسلی: پژوهشنامهٔ اقتصاد انرژی ایران، ش۲۹/۱۶)
زغال معدنی
← زغالسنگ.
ق۱۳. روزی چندین هزار خروار زغال معدنی آورده در آن دیکها میریزند (رضاقلی میرزا، ۵۶۳) ║ ق۱۴. دولت اسپانیا باید ... دولت آلمان را درباب تأسیس یک انبار زغال معدنی و یک مرکز، که درخورِ حرکات بحری باشد، رخصت بدهد (اختر، ۴/۳۱۹۴)
زغال مویزه
← زغال کشمشی.
۱۳۶۸ش. پساز آن آتشگردانی از ذغالهای مویزه که بین خاکه و ذغال درشت بود را گیرانده، پساز سرخ شدن روی خاکهها ریخته نیم ساعتی برای رفع بو در فضای آزاد و به حال خود مینهاد (شهری۲، ۳/۶۶۵)
زغال نارس
← تورب.
۱۳۵۳ش. سرعنوانهای موضوعی برای آثار فارسی: ... زغال قرع، زغال نارس (تورب) (افشار - بنیآدم: تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی، ش۴/۲۸۲) ║ ۱۳۷۰ش. موادی که در خطالقعر قرار میگیرند، ممکن است منشأ شیمیایی مانند نهشتههای سنگ تراورتن یا منشأ زیستی مانند نهشتههای زغال نارس (تورب) داشته باشند (عبدالکریم قریب: رشد آموزش جغرافیا، ش۲۷/۲۰)
زغال نیمدانه
← زغال کشمشی.
۱۳۶۸ش. مویزه: ... آتشی که از ذغال نیمدانه یعنی ذغالی که از تهِ سرند به زمین میریزد درست شده باشد و آن هم نه بهمجرّدِ گیراندن سر قلیان ریخته، بلکه برای رفع بو ساعتی به حال خود گذارند (شهری۲، ۲/۳۱۲) ║ ۱۳۷۱ش. برای پختن کباب از آتش ذغال استفاده کنند و آن هم به این طریق که ذغال نیمدانه که مویزهاش میگویند فراهم کرده، اگر ذغالها درشت است مویزه کنند (شهری۱، ۵/۷۷)
زغال وافوری
نوعی زغال درشت، سفت، سخت با سطح صاف و ماندگاری آتش خوب که از چوبهای بادوام تهیه میشود و برای کشیدن قلیان، تریاک و مانند آنها به کار میرود.
۱۳۶۸ش. نام ذغالی که از چوب بلوط به دست میآید، مأخوذ از کاشف آن مستر جکسن انگلیسی ... جکسنی که مسمای نام هر ذغال وافوری خوب شده ذغال مصنوعیهای امروزه نیز به همان اسم نامیده میشوند. ذغالی پُرمغز بادوام پرحرارت کمخاکستر، مطلوب تریاک (شهری۲، ۵/۲۳۲) ║ ۱۳۷۱ش. ذغالفروشها ... این ذغال یعنی ذغال وافوری را ازمیانِ نوع سفت و مرغوب آن سوا میکردند که دوام و مغز داشته باشد و بهترینش قرص و صاف و (سینهکفتری) سینهکبوتری آن بود که موردِتوجه تریاکیها میآمد (شهری۱، ۴/۴۷۱)
ترکیبات دیگر: آلوبالوی زغال؛ از سفیدی برف (/ماست /نمک) تا سیاهی زغال؛ روسیاهی به زغال ماندن؛ مداد زغال