فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

پاخور

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
پاخور ‎pâxor‎
(اسم) ۱. ضلع پایین و افقی چهارچوب در که بر روی زمین و قسمت کف ورودی در قرار دارد.
۱۳۸۷ش. خانه دارای بخش زمستان‌نشین می‌باشد، که اتاقی سه یا پنج دری است؛ با پنجره‌ایسرتاسری که تا نزدیکی کف امتداد دارد و تنها یک پاخور ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتری حدفاصل آن تا کف اتاق است (پرهام بقایی و دیگران، کتاب ماه هنر، ش۹۰/۱۲۵) ║ ۱۳۹۲ش. در ارسی‌های شهر سنندج، ارتفاع پاخور یا پاشنه بین بیست تا سی سانتی‌متر است باتوجه به اینکه پاخور در معرض برخورد و تماس با باران از سمت بیرون بوده، با چوب گردو روکوب شده است (محمد ابراهیم زارعی: مطالعات معماری ایران، ش۱۱۳/۴)
۲. فضای خالی ده تا پانزده سانتیمتری در قسمت زیر و پایه کابینت که هنگام ایستادن کنار آن قسمت، جلوی پا در آنجا قرار می‌گیرد.
۳. قطعه‌ و پوششی از جنس خود کابینت که در قسمت پایین کابینت و روی نمای خالی بیرونی بین کابینت و کف آشپزخانه بر روی پایه‌های آن نصب می‌شود ؛ پاسنگ‏۱.

معنی پاخور | فرهنگ جامع زبان فارسی