فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

عصمت‌سرشت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
عصمت‌سرشت ‎’esmatserešt‎
(صفت) (کسی) که به اصول اخلاقی بسیار پای‌بند است؛ پاکدامن ؛ عفت‌سرشت.
ق۱۱. کوچ دولت‌منشِ عصمت‌سرشتِ او ... امروز به جیجی انگه‌بلند خطاب است (علّامی، ۱‏/۷۵‏) ║ مادر عصمت‌سرشتش از اَندجان بود، غنچه‌جی‌امید نام (علّامی، ۱‏/۱۳۵‏) ║ ق۱۲. آن دو عفیفۀ عصمت‌سرشت حورسیما را که سرمایه‌دار آزرم و حیااند (حسینی منشی، ۵۸۱)

معنی عصمت‌سرشت | فرهنگ جامع زبان فارسی