فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

جنت‌سرشت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
جنت‌سرشت ‎jannatserešt‎
(صفت) (جایی) که بسیار سرسبز و خرّم است ؛ جنان‌سرشت.
ق۱۰. حبّذا ای شهر گردون‌ساحتِ جنّت‌سرشت/ خاک پاکت از بهشتی بی‌کران رشک بهشت (؟: امینی هروی، ۲۰۵) ║ بگو کیستند این دو جنّت‌سرشت/ که از نامشان خاست بوی بهشت (عرفی، ۳‏/۲۷۸‏) ║ ق۱۱. هست کشمیر از صفا جنّت‌سرشت/ باشد این دلکش‌بنا قصر بهشت (کلیم، ۲۰۲) ║ ق۱۲. مگو برج، قصر بهشت است این/ سراپای، جنّت‌سرشت است این (نجیب کاشانی، ۶۵۲)

معنی جنت‌سرشت | فرهنگ جامع زبان فارسی