فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

فتوایی

وضعیت: «در دست علوم انسانی»
فتوایی ‎fatvâyi, fe-‎
(صفت) ۱. (فقه) مربوط به فتوا (معنی ۱) (تعریف‌نگار: این مدخل به‌دلیل داشتن تشخص معنایی نسبی تعریف شد).
ق۱۳. فرمودند که اگر کسی مالی را به کسی بدهد و او را وکیل در انفاق طایفه‌ای خاصّه کند و این وکیل از آن طایفه باشد، آیا جایز است که خود نیز سهمی بردارد؟ فرمودند که: اَحوَط آن است که برندارد. مرحوم ملّا علی محمّد ازرویِ ظرافت و مطایبه عرض کرد که این احتیاط، فتوایی است، یا عملی؟ (تنکابنی، ۹) ║ ۱۳۱۵ش. تفصیل نسبت به این امر و همچنین اختلافات فتوایی بین فقهای شیعه دربارۀ جزئیات احکام فرعی و بیان علت این اختلافات مقتضی مقام نیست (مجموعۀ حقوقی، ش ۴۳/۴) ║ ۱۳۴۰ش. از همان قرن اول هجری که در مساجد، مجالس درس و بحث تشکیل شد و عده‌ای در مسائل حلال و حرام بحث کردند و رسماً شاگردانی پیدا کردند، قهراً امر مرجعیت فتوایی در میان عامه وجود پیدا کرد. مردم مسائل حلال و حرام را از آن‌ها می‌پرسیدند (مرتضی مطهری:مکتب تشیع، ش ۳۰۸/۶) ║ ۱۳۷۴ش. در ارتباط با عبادات پس از گذشت قرن‌ها تحقیق و تفریع فروع، مجالی محدود برای اجتهاد جدید پیدا می‌شود و تفاوت فتوایی فقیهان جدید با فقیهان پیشین، در این زمینه اندک است (سعید رحیمیان: فقه، ش ۸۸/۶) ║ ۱۳۹۳ش. براساس اختلاف فتوایی که این گروه از فقها دربارۀ نگاه مرد به زن اجنبیه دارند، دربارۀ نگاه زن به مرد اجنبی نیز همین اختلاف فتوا میان آن‌ها وجود دارد (مسعود امامی: فقه اهل‌بیت، ش ۱۲۲/۸۰) ║ ۱۴۰۰ش. این پژوهش درصدد است ... رویکرد غالب فقها را در تبیین مسئلۀ تقیّه، یعنی رویکرد ناظر به شأن فتوایی فقیه مورد نقد قرار دهد (عنایت‌الله رمضان‌پور: فقه نظام، ش ۶۷/۲)
۲. مربوط به فتوا (معنی ۳).
۱۳۴۸ش. پیرمرد مثل اینکه یکه‌ای خورد و گفت: «می‌خواهید چه کار کنید؟» عرض کردم: «می‌خواستم مطالعه کنم!» با لحنی فتوایی و قیافۀ خیرخواهی و لبخندی ارشادی ... فرمودند: «خیر! این کتابی نیست که به درد سرکار بخورد!» (شریعتی، ۶۴۴)

معنی فتوایی | فرهنگ جامع زبان فارسی