وضعیت: «در دست علوم انسانی»
فتاوا fatâvâ, fe- [جمعِ فتوا؛ فعل همایند: گفتن]
(اسم) جمعِ فتوا.
ق۸. سلطان قطبالدین ... از اِراقت خونهای بهحقّوناحق در نهایت احتراز و اجتناب بودی، و بر سَفک دِماء بی رجوع به فتاوای ائمۀ دین اقدام ننمودی (منشی کرمانی۱، ۳۶) ║ ق۹. مفتی، اسیریا، به فتاوای ذوق عشق/ با تو اگر نزاع کند از جهالت است (اسیری، ۴۸) ║ در [فتاوای] ظهیری و خلاصه و بسیاری از کتب فقه مذکور است که زَله کردن و برداشتن طعام بی اذن صاحب طعام حرام است (سلطان محمود، ۶۳) ║ ق۱۰. اگر غصب کند از کسی زمینی را و آن را زراعت کند و خراج خراج وظیفه باشد، پس اگر ناقص نگرداند زراعت زمین را، پس خراج بر غاصب است ... و آن روایت است از ابویوسف و فتاوای اهل سمرقند (خنجی۲، ۲۸۵) ║ ق۱۳. بنده نیز میگویم که فتاوایی که من گفتهام، در میان من و خدا، برای من و مقلّدین من حجّت است (تنکابنی، ۳۷۹) ║ ۱۳۴۸ش. سهم ما معین و مُقدَّر ما محفوظ بود: ... کوشش در پخش رسالههای عملیه و عمل به فتاوای صادرشده (شریعتی، ۸۶) ║ ۱۳۶۸ش. یکی از فتاوای مذهبی دربارۀ لاطیان یعنی پسربازها و استعمالکنندگان بنگ و حشیش این بود که طاق خانه را بر سرشان فرودآورند! (شهری۲، ۶/۶۷) ║ ۱۳۸۸ش. با دقت در فتاوا و آرای فقها، میبینیم که بسیاری از آنها احرام از خارج مسجد را کافی و مَجزی میدانند (سید مرتضی موسوی شاهرودی: میقات حج، ش ۶۶/۶۸) ║ ۱۴۰۱ش. این نکته را میتوان نقطۀ عطف دیگری در فتاوای فقیهان شیعه در ارتباط با شهادت ثالثه در اذان و اقامه دانست (محمدجواد دانیالی: مطالعات فقه اسلامی و مبانی حقوق، ش ۱۱۹/۴۵)