وضعیت: «تأییدشده»
آردلباشی ârdelbâši [<← آردل + باشی>]
(اسم) (نظامی) سردستهٔ آردلها.
ق۱۳. سرتیپانِ سیّم، سوای آنهائی که در جزو افواج و سواره نوشته شدهاند: داراب میرزا، ... محمدعلی خان آردلباشی {متن: اردلباشی} (اعتمادالسلطنه۲، ۳/۲۰۷۲) ║ ق۱۴. شاه زیاد از فاطمه کنیز کُرد ... تمجیدات میفرمودند که تمام جواهر و پول من دست اوست. او را آردلباشی خطاب میفرمایند (اعتمادالسلطنه۱، ۴۷۷) ║ محمدعلی خان سرتیپ آردلباشی ... با حاجی حسین خان ... آمدند بهجهت به خرج نوشتن مواجب و جیرهٔ آنها (بصیرالملک، ۳۲۱)