فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

شجاعت‌انتما

وضعیت: «در حال ویراستاری»
شجاعت‌انتما ‎šojâ’at(’)entemâ‎
(صفت) (درمورد کسی) که با شجاعت و دلیری پرورده شده‌باشد. شجاع ؛ ← شجاع ‏‌یک‌.، شجاعت.
ق۱۰. ابومسلم امارت جیوش را به قحطبه ارزانی داشته او را با جنود بلاانتها و امرای شجاعت‌انتما... به تسخیر ممالک غربی مأمور گردانید (خواندمیر۱، ۲‏/۱۹۸‏) ║ ق۱۱. بعد از وصول متفق‌اللفظ‌والمعنی، عرضه به خدمت نواب شاهزادۀ شجاعت‌انتما، سلطان حمزه میرزا ارسال داشتند (محمود افوشته‌ای، ۱۸۱) ║ از قاصدی که موصل نامۀ ترکی بود کیفیت و حالت اردوی معلی و کمیت سپاه رزم‌خواه شجاعت‌انتما استعلام نمود (محمود افوشته‌ای، ۴۳۵)

معنی شجاعت‌انتما | فرهنگ جامع زبان فارسی