فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

عجزسرشت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
عجزسرشت ‎’ajzserešt‎
(صفت) (کسی) که از انجام دادن کاری ناتوان و عاجز است.
ق۱۲. به وصف او بشکن خامه و بمان کاغذ/ که خامه عجزسرشت است و ناتوان کاغذ (بیدل، ۱‏/۱۸۵‏) ║ آن‌قدر عجزسرشتم که ز یک عقدۀ دل/ نُه‌فلک آبلۀ پا به‌نمود آمده‌ام (بیدل، ۲‏/۴۳۰‏)

معنی عجزسرشت | فرهنگ جامع زبان فارسی