وضعیت: «در حال ویراستاری»
کاثر kâser
(صفت) دارای تعداد یا مقدار زیاد. بسیار.
ق۷. از اقدام بیتحاشی آن قوم بر قصد ولایت چنو پادشاهی قادر و قاهر و اقتحام بیمبالات آن جماعت در غمار دیار اسلام با وجودِ چنان لشکری کاثر وافر دلهای خواص و عوام حشم شکسته شد (شمس قیس، ۵) ║ ق۱۳. ظاهر میشود از آن ثقبههای کوچک و ترشّح میکند رطوبت رقیقه، و ناچار است علیل از آنکه مدام در حِکاک این علّت ناپاک به احتکاک ابروی خود کوشد و از آن سبب تعب وافر و رنج کاثر برد (لطیف قزوینی، ۹)