فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

چرخ‌ساز

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
چرخ‌ساز ‎čarxsâz‎
‌یک‌. (صفت، اسم) کسی که کار و شغل او چرخ‌سازی ۱ است.
ق۱۴. پاپازیان عکّاس یک جعبة عکّاسی به یک نفر نجّار چرخ‌ساز رعیت نمسه داده‌بود که بسازد (گزارش نظمیه، ۱‏/۱۵۰‏)
‌دو‌. (صفت) (در مورد ظروف و وسایل سفالی) که با استفاده از چرخ مخصوص سفال‌گری ساخته شده است.
۱۳۹۰ش. چنین سفال‌های چرخ‌سازی برای اولین بار از سگزآباد به دست آمده و این امر نیز ناشی از عدم هرگونه کاوش در جنوب تپه در سال‌های گذشته است (حسن فاضلی نشلی و دیگران: مطالعات باستان‌شناسی، ش۱۵۴/۱)

معنی چرخ‌ساز | فرهنگ جامع زبان فارسی