فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

جاخشوک

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
جاخشوک ‎jâxšuk‎ [گونۀ دیگر: جاخسوک]
← داس.
ق۵. ای خواجه گر بزرگی و اشغال نی تو را/ برگیر جاخشوک و برو می‌درو حشیش {دقیقی، ق۴} (اسدی۲، ۲۹۴) ║ داسگاله بود. شهید گفت: ای خواجه با بزرگی اشغالِ نی ترا/ برگیر جاخشوک و برو می‌درو حشیش (اسدی۶، ۷۰)

معنی جاخشوک | فرهنگ جامع زبان فارسی