فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

شاهسپرم

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
شاهسپرم ‎šâhesparam, -hsep-‎
(اسم) ۱. (گیاه‌شناسی کهن) گیاه ریحان ؛ اسپرغم ‏۲؛ اسپرم ‏۲ ‎(esparam, -po-, -porom, os-(?))‎؛ اسفرغم ‏۲؛ اسفرم ‏۲؛ سپرغم ‏۲؛ سپرم‏۲.
ق۵. هرکه شاهسپرم بکوبد و بر آماسی بندد که آن از سردی بُوَد، آماس را نشانَد (تحفة الغرائب، ۳۳) ║ ق۶. شاهسپرم سرد و تر است... اندر فصل خریف بوی او زکام آرَد (جرجانی۱، ۱۵۷) ║ ق۷. شاهسپرم سرد و خشک است... و بوییدن تخم او و به‌کار بردن با روغنِ گل و آب سرد اسهال صفرایی را دافع است (ابوبکر کاسانی، ۲‏/۸۹۸‏) ║ ق۸. الضَیمَران: شاه‌سپرم (زنجی، ۱‏/۲۰۰‏) ║ ق۱۱. شاسپرم‌ ... یکی از انواع ریحان است‌ ... و آن را شاهسپرم نیز گویند (سروری، ۲‏/۸۷۷‏) ║ ق۱۲. شاهسفرم... معرب شاهسپرم فارسی است به معنی سلطان‌الریاحین و نیز به فارسی نازبو معروف به ریحان مطلق است (عقیلی خراسانی، ۵۳۹) ║ ق۱۳. بُوَد ابر گریان گلابش سرشک/ برآید ز شاهسپرم بوی مشک (سروش، ۲‏/۱۲۶۸‏) ║ ق۱۴. مشعلچی آمد رَوشَنَک، شاهِسپَرَم شد وَنجَنَک/ مفرق، هِباک و کف، هَبَک؛ وِردان وژخ، آزَخ بُوَد (ادیب‌الممالک، ۲‏/۱۰۶۵‏)
۲. گیاهی علفی و چندساله، از تیرهٔ کاسنیان، دارای ساقه‌های ایستاده به ارتفاع حدوداً ۳۰ تا ۸۰ سانتیمتر و پوشیده از کرک‌های کوتاه، برگ‌های معطر و خوراکی بیضی‌شکل با نوک تیز و لبه‌های دندانه‌دار و بویی شبیه نعنا و گل‌های کوچک زردرنگ که بیشتر در ارتفاعات کوهستانی می‌روید و قسمت‌های مختلف آن کاربرد دارویی دارد.
۱۳۷۹ش. ریحان به‌جایِ شاه‌سپرم یا شا‌ه‌اسپرغم و مانندِ این‌ها، و زعفران و نعناع که نام فارسی آن‌ها فراموش شده، یادگار دورة ریزش سیل کلمات عربی در زبان فارسی هستند (دریابندری۱، ۱‏/۹۶‏)
ترکیبات دیگر: تخم شاهسپرم

معنی شاهسپرم | فرهنگ جامع زبان فارسی