فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

لاعلاج‌له

وضعیت: «در حال ویراستاری»
لاعلاج‌له ‎lâ’alâjonlah‎
پیشنهاد حذف ؛ ← علاج‌ناپذیر‏۱.
ق۱۳. تریاک فارسیِ افیون است ... علاج آن ... خوردن و بوییدن ادهان حارّه مانند دهن قط و ناردین، و بر سر و بدن مالیدن. بدان‌که خوردن افیون با روغن لاعلاج‌له است به‌جهتِ عدم تأثیر دوا در آن (نوری، ۳‏/۳۶۵‏) ║ ق۱۴. طبیب ... دانست که کار او گذشته و لاعلاج‌له است (محمدمهدی اصفهانی، ۲۸۴)

معنی لاعلاج‌له | فرهنگ جامع زبان فارسی