وضعیت: «در حال ویراستاری»
بااستقامت bâesteqâmat
(صفت) ۱. پایدار و استوار در اندیشه و رفتار. ثابتقدم.
ق۵. اندر توحید بااستقامت باشید و به کفر میل مکنید و بر طاعت استقامت کنید، میل مکنید، زیرا که هرچه شما همیکنید خدای همیداند (قرآن کمبریج، ۲/۳۹۰) ║ ق۶. من خداام... و هفت فریشتة بااستقامت را موکل کردم بر او (ابوالفتوح، ۲/۱۵۹) ║ ق۱۳. اینگونه توجّهات ملوکانه که دربارۀ مأمورین بااستقامت و درستکار مبذول افتاد مایۀ مزید اطمینان و امیدواری عموم صنوف مأمورین حکومت گردید. {س:۱} (اختر، ۳/۲۲۷۴) ║ ۱۳۳۸ش. در کار عشق او مانندِ یک فرمانده لایق و بااستقامت آنقدر خسیس بود که بههیچقیمت حاضر نبود به اندازة یک جای پا از خطة پهناوری که زیرِ نگینش درآمدهبود به دشمن، دشمنی که هرگز دوست نمیشد، واگذار کند (افغانی، ۷۱۶) ║ ۱۳۴۲ش. قبیلة بنیعمروبنعوف اصرار کردند که در قبا اقامت گزیند و عرض کردند... افراد کوشا و بااستقامت و مدافعی هستیم. {جعفر سبحانی} (مکتب اسلام، ش۵۳/۴۳) ║ ۱۳۶۴ش. ای مرد دلیر و بااستقامت درود بر تو باد واضحتر صحبت کن (منصوری، ۲/۸۰۷)
۲. راست و مستقیم. بدون کجی و اعوجاج.
ق۸. اگر ادراک صورت در مرآت برمثالِ ادراک صورت مقابله بااستقامت بودی بایستی که ادراک آن از جمیع جهات ممکن بودی (شمسالدین آملی، ۳/۴۰۵)
۳. (درمورد قامت انسان) در نهایت راستی و تناسب اندام آنگونه که باید.
ق۹. جبرئیل... پیراهنی که به امر مَلِک جلیل به هنگامِ آتش نمرود بر قامت بااستقامت ابراهیم خلیل پوشانیدهبود و یعقوب آن را تعویذی ساخته و بر بازوی یوسف بستهبود از غلاف بیرون آورده، بدن مبارکش را بدان بیاراست (میرخواند، ۱/۱۶۷) ║ ق۱۰. استاد ازل خلعت جهانبانی و کشورستانی را بر قامت بااستقامت اعلیحضرت خاقان جمجاه سکندرشان صاحبقران... دوخته و در صندوق «الامور مرهونه باوقاتها» نهادهبود (قاضی میر احمد۱، ۱/۳۶) ║ ق۱۱. بعداز واقعة نازلة خاقان فردوسمکان، قامت بااستقامتش به طراز کسوت سلطنت و پادشاهی آراسته گشته... مسندنشین اورنگ شاهی و سریرآرای بزم پادشاهی گردید (اسکندر بیک، ۱/۷۶) ║ ق۱۲. چون سرخیلان سپاه بلوچ را نظر بر قامت بااستقامت آن حضرت افتاد، رعشه بر اعضای همگی غالب شده، تاب فرّ و شکوه و صولت و شجاعت آن حضرت نیاورده، از معرکۀ رزم منهزم و به تیپ یحیی خان ملحق شدند (محمد مروی، ۱/۳۴۵) ║ ق۱۳. آقا محمّدعلی... بسیار عابد و زاهد و متورّع بوده و بسیار فقر و فاقه داشت؛ یکی به حسب مصالح کاملۀ کامنه، تشریف اشتهار در آن اعصار، بر قامت بااستقامت حاجی سیّد محمّد باقر رسا بود (تنکابنی، ۱۷۲) ║ ق۱۴. همه باقوّت و بااستقامت/ صحیحالبنیه و خوب و سلامت (ایرج میرزا، ۸۷)
۴. بسامان و مطلوب به گونهای که همه کارها بر مدار صحیح باشد.
ق۱۱. به لطف خویش بردار انحراف از طبع او یارب/ ز شمشیر کج او مُلک را بااستقامت کن (صائب، ۶/۳۶۱۴)