فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

فراایستیدن

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
فراایستیدن ‎farâistidan, -’istidan‎
← فراایستادن ‏۱، ایستادن‏۴.
ق۵. جامه از ایشان فروریخت تا عورت‌های یکدیگر بدیدند و ایشان فراایستیدند و بر هم می‌دوختند بر خویشتن از برگ بهشت تا جامه گشت (اسفراینی، ۲‏/۷۱۵‏)

معنی فراایستیدن | فرهنگ جامع زبان فارسی