فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

یخ‌سرشت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
یخ‌سرشت ‎yaxserešt‎
(صفت) (مجاز) (کسی) که سخن و شوخی‌های خنک و بی‌مزه از او سر می‌زند.
ق۱۴. چنان کرد تبرید آن یخ‌سرشت/ که هرگز نیاید ز «یخ‌دربهشت» (قاسمی کرمانی، ۷۰)

معنی یخ‌سرشت | فرهنگ جامع زبان فارسی