فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

داستغاله

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
داستغاله ‎dâstqâla(e)‎ [گونۀ دیگرِ داسغاله]
⇐ داسغاله.
ق۱۳. پی درودن غلات هم‌چو گاز گراز/ به دست زارعشان داستغاله و دَستَر (قاآنی، ۲۷۹)

معنی داستغاله | فرهنگ جامع زبان فارسی