فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

باایستادن

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
باایستادن ‎bâ’istâdan‎
۱. ← ایستادن ‏۳۴، بازایستادن‏۵.
ق۵. التأبّل: باایستادن از مجامعت (زوزنی، ۸۴۰) ║ ق۶. العفّ و العفّة و العفافة و العفاف: باایستادن از زشتی (مقری، ۱‏/۱۶۰‏) ║ ق۸. لایأب: بامه‌ایستد (قرآن ۸۴: فرهنگنامۀ قرآنی، ۴‏/۱۶۲۵‏) ║ ق۱۰. لایأب: بامه‌ایستدا (قرآن ۱۰۷:فرهنگنامۀ قرآنی، ۴‏/۱۶۲۵‏)
۲. ← بازایستادن ‏۱، ایستادن‏۸.
ق۵. القحوط: باایستادن باران (زوزنی، ۱۶۹) ║ النزف: باایستادن اشک (زوزنی، ۲۱۰) ║ ق۶. القحوط: باایستادن باران (مقری، ۱‏/۲۲۱‏)
۳. ← ایستادن ‏۲۱، بازایستادن‏۱۰.
ق۷. تقوم: باایستی تو (قرآن ۶۳: فرهنگنامۀ قرآنی، ۲‏/۵۳۶‏)
۴. ← ایستادن ‏۲، بازایستادن‏۴.
ق۸. إقامتکم: باایستادن (قرآن ۹۵: فرهنگنامۀ قرآنی، ۱‏/۲۰۸‏)