وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
ثمربار samarbâr
۱. ← ثمربخشیک. ۱.
ق۱۰. به آب دیده پروردم نهالت را چه دانستم / که بر هر بیبصر بارَد ثمر نخل ثمربارت؟ (محتشم، ۲/۸۸۶) ║ ق۱۲. اشجار ثمربار صوالح اعمال، یکقلم، قلم گردیده و بید خلافآثار بیبارِ طوالح افعال قد کشیده (حسینی منشی، ۲۷۸)
۲. ← ثمربخشیک. ۲.
۱۳۵۶ش. برای اینکه حسابرسی داخلی ... ثمربار و نتیجهبخش باشد لازم است از سلسله مراتب سازمانی شرکت مستقل بوده ... (اصغر اربابی: حسابرس، ش۶/۳۴) ║ ۱۳۷۸ش. تمدن هزارۀ اخیر فارسی و تاجیکی، قبل از همه، زاده و پروردۀ همین پیوند ثمربار زبان فارسی با مقدسات اسلامی است (زبان فارسی و ایران باستان: سخن عشق، ش۳/۲۸)