وضعیت: «تأییدشده»
ا۱۶ â [<ظاهراً بازماندۀ ā که در زبان سُغدی نشانۀ ندا است یا بازماندۀ ā، hā و یا yāhā که در شعرهای فارسی میانه مانوی و پهلوی اشکانی به واژه افزوده میشده تا گویا نشاندهندۀ حالت ادامهدار صدا در آواز باشد یا آنکه برای القای حالت نیایشی، بانگ یا تأکید بهکار رود.>]
(نشانه ندا) به پایان اسم اضافه میشود و آن را منادا میکند.
ق۴. نگارا، بهارا، کجا رفتهای / که آرایشِ باغ بنهفتهای (فردوسی، ۷/۴۶۶) ║ ق۵. خدایتعالی ... به من ندا کرد که: ای عطا، چرا چندان بگریستی؟ گفتم: بارخدایا، از بیم تو بگریستم (پند پیران، ۳۶) ║ ق۶. ترسایان ... گفتند: ملکا، ما را بردار و مؤمنان را بگذار (احمد طوسی، ۵۶۰) ║ ق۷. مَلکا مها نگارا صنما بتا بهارا / متحیّرم ندانم که تو خود چه نام داری (سعدی۳، ۳۴۴) ║ ق۸. دلبرا عمری است تا من دوست میدارم ترا / در غمت میسوزم و گفتن نمییارم ترا (امیر خسرو۴، ۷۴) ║ ق۹. به یک کرشمه که بر جان زدی ز دست شدم / دگر شراب مده ساقیا که مست شدم (امیر شاهی سبزواری، ۶۲) ║ ق۱۰. بیمار بیدردی دلا درمان نخواهی یافتن / وحی ار به تو نازل شود ایمان نخواهی یافتن (نظیری، ۳۱۵) ║ ق۱۱. ذوالجلالا بیزوالا کردگارا قادرا / روح ایشان را مدام از حضرتت روحیرسان (مفید بافقی، ۳، ق۲/۵۸۰) ║ ق۱۲. مهوشا سنگیندلا ناآشنایی اینقَدَر / با وفاداران بیدل بیوفایی اینقَدَر (تأثیر، ۵۶۶) ║ ق۱۳. جنابا، به شما اخبار میشود که مقرر شدهاست که ... تماشاخانۀ عامّه احداث شود (دولت علیّه، ۲/۷۸۵) ║ ق۱۴. آن شخص عرض کرد: اعلیحضرتا عرض کردم که بیاندازه مضطرب هستم (طاهرمیرزا۲، ۱۱۲) ║ ۱۳۰۸ش. ای خدا دروغ مرا فاش نکن. بارالها، پریچهر بهخلافِ میل خود به این عقد و نکاح راضی شده باشد (حجازی۱، ۱۰۲) ║ ۱۳۳۴ش. ایزوت فریاد برمیدارد: شاها، رحم کن (خانلری، ۱۲۳) ║ ۱۳۷۵ش. خداوندا، خدا، جان مرا بگیر (مندنیپور۱، ۲/۷۱۳)