وضعیت: «در حال تأیید»
هرمزد hormazd, -mozd, -mezd(?) [گونۀ دیگرِ اورمزد]
۱. ← اورمزد۲.
ق۴. چنین روز که به مظالم بنشست، روز هرمزد بود از ماه فروردین. پس آن روز نوروز نام کردند و تا اکنون سنت گشت (بلعمی۲، ۱/۹۱) ║ ق۵. اگر به روز هرمزد از ماه آذر تبری به دست گیری و بهنزدیک درخت آئی و گوئی هان اگر بر بیفشانی تو را بیفکنم ... نهال ببالد (شهمردان۱، ۲۴۶) ║ ق۶. روز اوّل را از ماه هرمزدروز گویند و این نامی است از نامهای ایزد تعالی و پارسیان گویند این روز نیک است مر خوردن و شادی را (بستان العارفین، ۲۸۹) ║ ق۷. به شه گفت فردا به هرمزدروز/ چو پیدا شود شمع گیتیفروز - بفرمای تا مهتران سپاه / بیایند یکسر برین بارگاه (زراتشتنامه، ۵۲) ║ ۱۳۳۰ش. سزد گر به هرمزد باشی خرم/ خوری می به آیین جمشید جم (بهار، ۲/۱۱۴۰)
۲. ← اورمزد۳.
ق۵. پارسیان ایزدتعالی را هُرمزد و ایزد و یزدان خواندهاند و به هستی صانع مُقرّ بودهاند (ابوالمعالی علوی، ۲۰) ║ ق۷. بپرسید زرتشت بار دگر/ ز هرمزد دادار پیروزگر (زراتشتنامه، ۹۳) ║ ق۱۴. ترجمۀ خطوط میخی تخت جمشید متعلق به دارا: (نمره ۱): بزرگ هرمزد که بزرگترین خداست، داریوش را پادشاه کرده و مملکت بدو باز گذاشته و از توفیق اوست که داریوش پادشاه است (حسن فسایی، ۲/۱۵۴۰) ║ ۱۳۴۷ش. زرتشتیان... معتقد شدند که دنیا را دو خدا آفریده: یکی اهریمن که تاریکی، بدی، ناخوشی، خشکسالی و دیگر چیزهای زیانآور را درست کرده؛ دیگری هرمزد (بهرنگی، ۱۹۱)
۳. ← اورمزد۱.
ق۵. هر فلکی را جای ستارهای کرد ... ششم فلک مشتری هرمزد و برجیس ... فلک جان و خِرَد و حرکت و بها و توانگری و خواسته (شهمردان۲، ۵۸) ║ ق۶. قوس و حوت است خانۀ هرمزد/ جدی و دلو از زحل بجوید مزد (سنایی۲، ۷۰۰) ║ ق۷. شاه کیوانکین هُرمُزداختر بهرامرزم/ مِهرچهرِ تیرتیر زهرهطبعِ مهنشان (نطنزی: شمس قیس، ۳۷۵)