فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

سابقاً

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
سابقاً ‎sâbeqan‎
← سابق‏‌سه‌..
ق۷. هرگاه ... توقیعی صادر شدی، نام آن‌کس را پس از ذکر نام وزیر در آخر عبارت توقیع بیاوردندی ... و القاب وزیر را همچنان‌که سابقاً گفتیم می‌آوردند (سیرت جلال​الدین، ۷۲) ║ ق۸. چون او را سابقاً به احوال اهالی این بلاد و بقاع خبرتی تام و وقوفی از سر یقین حاصل باشد آنچ داند بی شایبهٔ اغراض و عارضهٔ اَطماع به عرض رساند (ابن هندوشاه۱،۱، جزء۱‏/۳۵۱‏) ║ ق۹. ولایت ماوراءالنهر به‌غایت معمور بود چنانچه سطری از آن سابقاً مسطور شد (عبدالرزاق سمرقندی، ۱‏/۳۰۱‏) ║ ق۱۰. در این سال زینب بنت جحش را که سابقاً در حبالۀ نکاح زید بن حارثه بود با خود عقد فرمود (حافظ حسین، ۲‏/۴۷۲‏) ║ ق۱۱. نظر‌علی‌ بیگ ... که سابقاً ملازم و نایب امیر خان‌ قورچی‌باشی بود، به ایالت و تولیت آنجا مخصوص گشت (وحید قزوینی، ۲۸۸) ║ ق۱۲. جمعی از طایفۀ روسیه که سابقاً گرفتار قید اِسار اوزبکیه شده بودند، با زاد و راحله روانۀ مقصد ساختند (مهدی استرآبادی۲، ۳۵۹) ║ ق۱۳. مرض قی و اسهال که سابقاً شیوعی داشت این اوقات بالمرّه رفع و برطرف شده (ایران۱، ۳‏/۱۸۶۱‏) ║ ق۱۴. مزرعۀ ابرستجان ... از مزارع قدیم است؛ سابقاً قلعه و سکنه داشته ولی حال قلعۀ آن خراب است (افضل الملک۱، ۸۰) ║ ۱۳۰۱ش. عروسی تو و فرّخ همان‌طور که سابقاً گفته‌ام ازجملۀ محالات است (مشفق۱، ۲۰۴) ║ ۱۳۳۱ش. سابقاً کار من همه‌اش خرید رنگ و قلم‌مو و توال و کاغذ و مداد و سه‌پایه بود (علوی۲، ۶۴) ║ ۱۳۸۱ش. چرم‌هایی که سابقاً در ایران تهیه می‌شدند فوق‌العاده بادوام بود (ایرج افشار: نامۀ بهارستان، ش۶‏/۳۳۱‏)
ارجاعات: سابقاًولاحقاً

معنی سابقاً | فرهنگ جامع زبان فارسی