فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

سافل‌گهری

وضعیت: «در حال ویراستاری»
سافل‌گهری ‎sâfelgohari‎
(اسم) فرومایگی؛ دون‌پایگی.
ق۶. در بابِ بازخواست صوفیانه، معاذاللّه که خدمتگار دولت‌خواه خود را با همه سفساف‌نظری و سافل‌گهری، آن درجت شناسد و آن محل داند که امثال این اندیشه بر خاطر یارد گذرانیدن (خاقانی۲، ۲۶۴)

معنی سافل‌گهری | فرهنگ جامع زبان فارسی