فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

عصیان‌ورزیده

وضعیت: «در حال ویراستاری»
عصیان‌ورزیده ‎osyânvarzide,es-‎
(صفت) (کسی) که از فرمانبرداری شاه یا حاکمی بیرون آمده و با او به مخالفت و دشمنی پرداخته‌است (حذف به علتِ تک شاهد بودن).
ق۹. مخالفانِ عصیان‌ورزیده را مقهور و مخذول گردانید. عرصۀ آن مملکت را از خبث وجود و لوث جنود ایشان پاک ساخت (شرف ​الدین یزدی، ۱‏/۶۱۷‏)

معنی عصیان‌ورزیده | فرهنگ جامع زبان فارسی