فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

زدودنده

وضعیت: «در حال تأیید»
زدودنده ‎zodudande, ze-‎
(اسم) (درمورد آینه) کسی که آلودگی و زنگ آن را با صیقل دادن از بین می‌برد.
ق۷. بنده در هیچ حالی از احوال خود بی‌نیاز نباشد از محو آثار بدی‌ها از دل خود ... اما در زدودن اوّل، کار دراز است، چه کار زدودنده در ازالت چرک از آینه مانند کار او نیست در ساختن اصل آینه، و این کارهایی دراز است که اصلاً منقطع نشود (مؤیّد خوارزمی، ۴‏/۱۸‏)

معنی زدودنده | فرهنگ جامع زبان فارسی