وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
چفته čafte
۱. ← چوببست۲.
ق۴. مَعْرُوشَاتٍ: چفته ـ خنبید [ق:۲]. (۱۴۱:۶) (فرهنگنامۀ قرآنی، ۳/۱۳۸۷) ║ ق۵. و هلاک کردیم آنچه بودند فرعون اندر مصر و قوم وی از عمارتها و آن چفته که همیساختند میوهها را و رزها را (اسفراینی، ۲/۷۶۵) ║ ق۶. الاعراش: بر چفته شدن انگور (مصادر اللغه، ۲۱) ║ ق۷. کَانُوایَعْرِشُونَ: چفته همیساختند میوها و رزها [ق:۶۲]. (۱۳۷:۷) (فرهنگنامۀ قرآنی، ۴/۱۸۲۳) ║ ق۸. هیهات اگر رقیب را بینم/ آویخته همچو خوشه از چفته (نزاری، ۲/۳۳۴) ║ ق۹. سایهٔ درختان آن زمین را پوشیده میگرداند از انگور و غیر آن از میوهها بعضی چفته بسته و بعضی نابسته و بیافرید در این بوستانها درختان خرما و کشت و انواع حبوب و دانه که مختلف است میوههای آن گوناگون و رنگارنگ بعضی بزرگ و بعضی خرد و بعضی ترش و بعضی شیرین بیافرید (ابوالمحاسن جرجانی، ۳/۱۲۵) ║ ق۱۳. اطراف این باغ و باغچهها به خیابانهای سرپوشیده از درخت و درخت مو و گل و غیره که چفتهها را از آهن ساختهاند آن طرف این چفته و خیابانها گرمخانههای دوک است که بسیار بسیار تمیز و انواع گلها و برگهای رنگارنگ... را دارد (ناصرالدین شاه۵، ۱۷۵) ║ ق۱۴. مهتابی فوقانی داشت با چفته مو و کوزههای گل که منظر آن نهر بزرگ و صحرا بود (امینالدوله، ۱۴۲) ║ ۱۳۳۴ش. تنة کجومعوج مارپیچمارپیچ خود را با آن پوست و پشم سماقیرنگ سینهکشانسینهکشان از دیوار و جرز و هزاره به کنگرة بام رسانیده، بر بستر چفته و داربستی که بهشکلِ ستون فقرات در تمام طول کوچه به دو طرف نصب بود، انداخته (جمالزاده۵، ۲) ║ ۱۳۶۹ش. زیر انبوه چفتهها، فضا نیمه تاریک بود. خوشههای شاداب انگور، از طاق کوتاه، آویخته؛ درون هر حبه انگار چراغی میسوخت، زیر پوست ترد کشیده، شیرة حیات میچرخید (علیزاده، ۲/۴۰۳) ║ ۱۳۷۲ش. هستی میافزاید: و لابد به چفتهٔ مو که زیر سایبانش مینشینید و مینویسد (دانشور۴، ۵۷)
۲. ← دولک.
۱۳۹۶ش. تنها چند قطعه چوب تر و ترکه (شاخه درخت) کافی بود تا با دقت و مهارت، تعدادی چفته مناسب و پل در ابعاد و اندازههای مختلف آماده شود. غیرازاین، فقط دو آجر، کلوخ و یا قطعهسنگ مناسب برای تدارک "کوخگاه" یا "کخگاه" لازم بود تا با سرعت و سهولت بساط "پل چفته"بازی فراهم آید (اینترنت: یزدآوا)