فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

ساختارگرا

وضعیت: «در حال ویراستاری»
ساختارگرا ‎sâxtârge(a)râ‎ [گونۀ دیگرِ ساخت‌گرا]
⇐ ساخت‌گرا.
۱۳۶۶ش. در کشورهای آمریکای لاتین میان اقتصاددانان طرفدار نظریۀ پولی و اقتصاددانان ساختارگرا بحثی درگیر است (احمد فرجی دانا: اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی، ش۱۲‏/۴۹‏) ║ ۱۳۷۷ش. یکی از کتاب‌های پایه‌ای، مهم و معروف دربابِ زیبایی‌شناسی سینما نوشتۀ منتقد بزرگ و ساختارگرای انگلیسی پیتر وولن ... در ایران با اقبال روبه‌رو شده و حالا چاپ سومش پیش روی ماست (فیلم، ش۲۲۵‏/۱۴۰‏) ║ ۱۳۹۷ش. نگاه خاص ریکور و مدلِ جدیدِ هرمنوتیکِ فلسفی است که او را وارد گفتگویی دوسویه با نظریۀ ادبی ساختارگرا نمود (دادخواه، باقرشاهی: پژوهش‌های ادبی، ش۶۲‏/۷۷‏)

معنی ساختارگرا | فرهنگ جامع زبان فارسی