فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

راغبانه

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
راغبانه ‎râqebâne‎ [<← راغب + -انه>]
(قید) با میل و رغبت؛ مشتاقانه.
۱۳۷۰ش. هیچ‌کس نمی‌توانست با آن مبلغ، به‌اندازة او خرید کند، شاید به‌ این‌ دلیل که پول راغبانه به او خدمت می‌کرد (خوشدل، ۱۵۴) ║ ۱۳۸۳ش. معمولاً تحسین و ثناخوانی که از دل برآمده باشد کار آسانی نیست، ولی در آن چند بیت پرلطف شاعر شما را با شخصیت و هنر شجریان راغبانه و شاعرانه آشنا می‌کند (ایرج افشار: بخارا، ش۱۷۳/۶۶) ║ ۱۳۸۶ش. میان کار و بازی هیچ تفاوتی نیست. هر دو یکسری فعالیت هستند. کا را در حالت بازی به هر جهت به سمت مبدأ همة موفقیت‌ها و نتیجة حیات و زندگی فعال بداند و راغبانه به آن بپردازد (الهی- عبدالرحیم پورهروی: پیک نور، ش۱۷، ۱۴۶)

معنی راغبانه | فرهنگ جامع زبان فارسی