فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

مته

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
مته ‎mat(t)e,-ta‎
(اسم) ۱. ابزار دستی یا دستگاهی برقی، بادی، هیدرولیکی و جز آن با تیغه یا میله‌ای به اشکال گوناگون و نوک‌تیز در قسمت سر آن که با حرکات چرخشی برای سوراخ کردن سطوح سخت مانند چوب، فلز، دیوار و مانند آن‌ها به کار می‌رود ؛ برماه؛ برماهه؛ برمه؛ پرما؛ پرماه؛ پرماهه؛ پرمه؛ سوراخ‌کن ‏۱؛ ماهه؛ مثقب‏۱.
ق۶. المِثقَب: مته (تفلیسی۱، ۱‏/۱۵۶‏) ║ ق۸. بدخواهِ ترا در دوجهان رویِ سیه باد/ در دیدة خصمِ تو به‌جز متّه نباشد (امیر خسرو۴، ۲۵۹) ║ ق۱۰. در هریک از این دو مثمن چهار سوراخ به مته باید کرد (محمد حافظ، ۲۱) ║ ق۱۴. کفش‌دوز‌ها قربانی خود را با مته سوراخ کردند. قصابان با ساطور تکه تکه کردند، آخوندها و طلاب زیر چماق خرد کردند (سیّاح۱، ۳۷۶) ║ ۱۳۲۰ش. انگشتِ سبابة دست چپش سیخ می‌شد و مانندِ مته بنای فشار دادن به زمین را می‌گذاشت (جمالزاده۲، ۱۲۲) ║ ۱۳۴۶ش. مقنی گفت: خو، تو حق داری آقا معلم. حالا دیگر کسی با کلنگ چاه نمی‌کند. خو، موتور می‌گذارند و با مته سوراخ می‌کنند (آل‌احمد۱۵، ۱۲۸) ║ ۱۳۶۰ش. برای سوراخ کردن آهن یا فولاد ضخیم و قطرهای بیش از ۸ میلی متر باید یک سوراخ اولیه انجام شود تا از صدمه دیدن تیغهٔ مته و گریپاژ موتور دریل جلوگیری شود (آذرین، ۱۱۶) ║ ۱۳۷۰ش. فریدون رفت و تیروتخته را گرفت و بساط اره و مته و چکش و میخ و این‌ها را بعدازظهر تابستان در گوشة حیاط خانه‌شان جمع کرد و نشست به اندازه زدن و خط‌کش گذاشتن و علامت و سانت و این‌ها (دوایی۱، ۲۲۷) ║ ۱۳۷۸ش. وسط پله ها یکی از دست‌هایش لغزید، بدنش به‌سویی یله رفت و دراثرِ سنگینی پای نکبتی‌اش به پایین غلتید. درد فی‌الفور برگشت، انگار کسی زخمش را ارّه می‌کشید، با مته سوراخ می‌کرد، چکُش می‌زد (مشیری، ۸۳)
۲. ← سرمته.
۱۳۲۳ش. مُرده‌ها همه مانند اشخاصی که تازه از چاله‌حوض بیرون آمده‌باشند انگشت سبابه را چون مته در سوراخ گوش طپانده لِی‌لِی‌کنان مشغول بیرون آوردن خاک‌وخل و گرد‌وغبار بودند (جمالزاده۴، ۳) ║ ۱۳۷۴ش. نگاه سامون مثل مته فروچرخیده روی تابوت و مانده‌است تا ببیند شاهان قدیم چه نقش‌و‌نگاری داشته‌اند... چه قباردایی می‌پوشیده‌اند و چه‌جور کمری بر میان می‌بسته‌اند (دولت‌آبادی۲، ۲‏/۳۹۴‏) ║ ۱۴۰۲ش. مته قبلی را خارج کرده و مته جدید را از سمتی که کاملاً صاف است در داخل دریل قرار دهید. مجدداً آچار را درون حفره فرو کرده و آن را در جهت عقربه‌های ساعت بچرخانید تا کاملاً محکم شود (اینترنت: مجله جعبه‌ابزار)

معنی مته | فرهنگ جامع زبان فارسی