فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

کام و نام

وضعیت: «در حال ویراستاری»
کام و نام ‎kâmonâm‎
← نام و کام.
ق۴. بیابد ز گیتی همه کام و نام / از انجام و فرجام و آرام و کام (فردوسی، ۷‏/۲۹۳‏) ║ ق۵. دلا آن‌کس که کام و نام جوید / نه با فرهنگ و با آرام جوید (فخر گرگانی، ۵۰۵) ║ ق۶. ز حرب‌ها همه با کام و نام بازآیند / ازآنک قاعدۀ فتح و عمدۀ ظفرند (جبلی، ۱‏/۱۰۵‏) ║ اگر دولت ما را بود خود به کام و نام رسیدیم و اگر برخلاف این باشد، از چرخ نه اینست نخستین بیداد {به کام و نام رسیدن} (ظهیری۱، ۳۴۶) ║ ق۷. ز نیکی‌دهش یافته کام و نام / سوی گیتی آمد به دل شادکام (زراتشت‌نامه، ۴۷) ║ ق۸. همیشه تا که ز تأثیر هفت و چار بوَد / حصول پنج‌ حواس و سه‌ روح و هفت‌ اعضا ـ از این سه‌پنج تو را کام و نام حاصل باد / به‌رغم حاسد ملعون در این سپنج‌سرا (عبید، ۸) ║ ق۱۴. ازآن نامه‌ها یافتم کام و نام / سراسر نگه داشتم چون پیام (ادیب‌الممالک، ۲‏/۵۸۲‏)

معنی کام و نام | فرهنگ جامع زبان فارسی