فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

بااصابت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
بااصابت ‎bâesâbat‎
(صفت) (درمورد چیزی) که در موقعیت متناسب و صحیح قرار دارد.
ق۸. خداوندگار من از نسل بزرگ و از اصل أصیل عالی‌ است و ولایت او بااصابت؛ چه مادر بزرگوار ایشان دختر مولانا شمس‌الدین سرخسی بود که چندین پاره کتب تصنیف کرده‌ است (افلاکی، ۲‏/۱۰۱۵‏)