فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

زغال‌اخته

وضعیت: «در حال ویراستاری»
زغال‌اخته ‎zoqâl’axte‎
(اسم) ۱. درخت یا درختچه‌ای از تیرهٔ زغال‌اخته‌ایان، دارای برگ‌های بیضی‌شکل، گل‌های زردرنگ و میوهٔ خوراکی ؛ اخته‌ذغال ‏۱؛ زغال‏۲.
ق۱۳. آن را به انواع آلو و زردآلو و گیلاس و زقال‌اخته پیوند توان نمود، به‌حسبِ آب‌وهوا و زمین هر ولایت تفاوت کلّی نماید (نوری، ۲‏/۳۴۷‏) ║ ۱۳۶۱ش. هودینی ... با صورت پف‌کرده و خنده‌دار آدم‌های عزادار سرش را بلند کرد. خبرنگار دررفت. در سرارِ گورستان درخت‌های ذغال‌اخته گل داده بودند و گل‌برگ ماگنولیا دایره‌دایره زیر درخت‌ها ریخته بود (دریابندری۳، ۱۷۵) ║ ۱۳۷۷ش. نه‌چندان دورتَرَک درختِ زغال‌اختهٔ تنها و پیری بود به‌شکلِ چادر (شاملو۱، ۳‏/۱۳۹۸‏)
۲. میوهٔ قرمزرنگ و کوچک این گیاه، به شکل بیضی که مزهٔ ترشی دارد ؛ اخته‌ذغال ‏۲؛ زغال‏۳.
ق۱۱. فرمان همایون شد، آن‌که... عزّت‌آثار آقالطف‌علی‌ حویج‌دار را فرستادیم... و بسته‌های شکر و پیاز و نمک و زوغال‌اخته (عالم‌آرا۲، ۴۱۰) ║ ق۱۳. طریقۀ بوقلمۀ برّه، برّه درست، سینۀ او را وا کند. شکم او را قرار یک دست پاره کند. برّه را بشورد خشک کند. بعد از آن کشمش سبز با پیاز سرخ کند. مغز پسته با آلوبخارا، زغال‌اخته سرخ کند. با ادویّه بسیار در شکم برّه بریزد و شکم برّه را بدوزد و سرخ کند. چاشنی آب‌لیمو با قند، سرکه‌شیره، زعفران بریزد بجوشد به روغن نشیند. امّا برّه را بگرداند یک قرار شود (جامع الصنایع، ۳۶) ║ ق۱۴. کشمش، پنبه، حبوبات، پسته و بادام، فندق و ذغال‌اخته که از رودبارات می‌آورند (فراهانی، ۲۴) ║ ۱۳۳۴ش. این ویتامین در شیر، مرکبات مخصوصاً لیموترش، گل کلم، کلم‌پیچ، کلم‌قُمری، جگر، فلفل‌سبز، طالبی، اسفناج، توت‌فرنگی، آناناس، شلغم، گوجه‌فرنگی، زرشک، تمشک، هویج، مارچوبه، سیب‌زمینی... زغال‌اخته، خربزه، شاهی، تره‌تیزک، کدوی سبز، تره، توت سیاه، شاه‌توت، کاهو، تمبرهندی، جعفری، انارترش، آلبالو و گیلاس پیدا می‌شود (جزایری، ۱۳۴) ║ ۱۳۵۲ش. سر کوچه، میوۀ دیگر روزهای وحشی مختار با دست‌وروی شسته‌ورفته ایستاده‌بود. داشت از یک پاکت کوچولو ذغال‌اخته با نمک می‌خورد (فصیح۲، ۲۴۲) ║ ۱۳۷۹ش. ما می‌توانیم مربای آلبالو یا زغال‌اخته یا توت‌فرنگی به‌کار بریم، غرض رنگی است که باید به هلو اضافه شود (دریابندری۱، ۲‏/۱۶۰۹‏)

معنی زغال‌اخته | فرهنگ جامع زبان فارسی