فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

قالبک‌زنی

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
قالبک‌زنی ‎qâlebakzani‎ [فعل همایند: کردن]
← قلمکاری‏‌یک‌..
ق۱۰. میرقالبی... قالبک‌زنیِ رخوت عورات می‌کرد. اشعار رکیک او درمیانِ مردم مشهور است و ایراد آن از مردمی دور (سام میرزا، ۶۹)

معنی قالبک‌زنی | فرهنگ جامع زبان فارسی