فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

کارافزار

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
کارافزار ‎kârafzâr‎
← ابزار۱‏۲.
ق۱۴. جمیع ‌ظروف‌ آن‌ها از برگ‌ خرما‌ست... مثل ‌طشت ‌رخت‌شوئی ‌و کاسه‌ و مجموعه‌... که ‌با قیر آلوده ‌نموده‌ کارافزار آن‌هاست، درابتدا که تازه است قدری آن ظرف بوی قیر کرده بعداز آن بوی قیر از‌ آن رفته و خوب می‌شود (حاجی پیرزاده، ۲‏/۳۰۵‏) ║ ۱۳۴۴ش. اعضای جامعه... مانند تنی واحد از بام تا شام به‌قصدِ تهیة غذا... تلاش می‌کنند و برای این منظور، مشترکاً کارافزار و جنگ‌افزار می‌سازند (آریان​پور، ۳۴۶)

معنی کارافزار | فرهنگ جامع زبان فارسی