وضعیت: «در حال ویراستاری»
عصیانگری osyângari, es-
(اسم) ۱. سریپچی کردن از فرمانهای الهی و دینی؛ گناه کردن.
ق۹. روز تو شد شام به عصیانگری/ شام به روز آر به عذر آوری (جامی۳، ۱/۵۲۲)
۲. (درمورد قوانین و مقررات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و مانند اینها) سرپیچی کردن از اجرای آنها و انجام کاری در راستای مخالفت با آنها.
۱۳۶۱ش. عمل جنسی، در صورتِ انجام موفقیتآمیز آن، عصیانگری بود. خواهش تن، جُرم اندیشه بود (صالح حسینی، ۷۲) ║ عصیانگری در یک نگاه، پیچش صدا و حداکثر در زمزمۀ گاهگاهیِ کلامی، خلاصه میشد (صالح حسینی، ۷۳)