فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

شجاعت‌آیین

وضعیت: «در حال ویراستاری»
شجاعت‌آیین ‎šojâ’t(’)ây(’)in‎
(صفت) (درمورد کسی) که روش او در برخورد با دشمنان یا سختی‌ها همراه با شجاعت و دلیری باشد. شجاع ؛ ← شجاع ‏‌یک‌.، شجاعت.
ق۹. حمیت خسروانۀ شاهزادۀ شجاعت‌آیین، رخش جلادت به مهمیز کین تیز کرده، به‌تعجیل از عقب ایشان براند و چون سپاه بهرام‌انتقام به آن قوم شقاوت‌فرجام رسیدند (شرف‌الدین یزدی، ۲‏/۱۰۳۸‏) ║ ق۱۰. سلطان‌زین‌العابدین با لشکر شجاعت‌آیین او را استقبال نموده در اثنای راه عمش سلطان‌بایزید به‌اتفاق بعضی امرا گریخته به شاه یحیی پیوست (خواندمیر۱، ۳‏/۳۱۶‏) ║ ق۱۱. پانزده روز اُمرای شجاعت‌آیین درمقابلۀ چنین لشکر گران نشسته، قلعه‌داری می‌کردند که طلوع رایات جهان‌تاب شد (علّامی، ۱‏/۵۰۸‏) ║ ق۱۲. آن نام‌داران شجاعت‌آیین و رزم‌خواهان خشمگین، به‌مانندِ آتش سوزان و برق درخشان خود را بدیشان رسانیده، بین‌الفریقین نایرۀ قتال و جدال در اشتعال آمده، از گَرد معرکۀ کارزار سحاب‌وار پرده بر روی مهر بلکه تمام سپهر کشیده‌شد (محمد مروی، ۲‏/۸۱۰‏)

معنی شجاعت‌آیین | فرهنگ جامع زبان فارسی