فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

بااسعاد

وضعیت: «در حال ویراستاری»
بااسعاد ‎bâ’es’âd‎
(صفت) (درمورد مناسبتی) که فرخنده و مبارک است.
ق۹. در سال نوزدهم از میلاد بااسعادش خسرو پرویز پسر هرمز به‌ جای پدر نشست (میرخواند، ۲‏/۹۰‏) ║ ق۱۰. #میلاد بااسعاد آن امام همام عالی‌نژاد به روایت اصح در منتصف ماه مبارک رمضان سال سیوم از هجرت در مدینه اتفاق افتاد (خواندمیر۱، ۲‏/۲۱‏) ║ ق۱۱. #در سال هفتم آن میلاد بااسعاد، آمنه فوت شده، عبدالمطلب متکفل پروردن آن سرور بطحا و یثرب گردید (اسکندر بیک، ۱‏/۱۶‏) ║ ق۱۳. خاقان صاحبقران و نایب‌السلطنه را از میلاد بااسعاد حضرتش سرورها و حبورها روی داد (رضاقلی خان، ۱۰‏/۱۷۳‏)