وضعیت: «تأییدشده»
ا۱۵ â
(رابط میان دو جزء ترکیب) در میان دو اسم، صفت، بن فعل یا صوتِ معمولاً یکسان یا از خانوادۀ معنایی یکسان میآید و اسم، صفت، قید یا صوت مرکب میسازد و در معنای حروف اضافه و ربط بر، به، تا، در، و یا در نقش -ِ بهکار میرود.
ق۴. برفتند یکسر گروهاگروه / همه دشت لشکر بُد و راغ و کوه (فردوسی، ۴/۳۵۰) ║ ق۵. ای پسر جان و تنت هردو زناشویند / شوی جان است و زنش تنْت و خِرَد کابین (ناصر خسرو۱، ۱/۲۸۳) ║ ق۶. گهی رویاروی طعن همیکردند و ناسزا همیگفتند (میبدی، ۱۰/۶۰۹) ║ ق۷. چون در آینۀ کل درنگری، کلِّ روی خود را ببینی، هم بینی را... هم گوش هم بناگوش را (مولوی۵، ۵۴) ║ ق۸. در اثنای آن تردد و تکاپوی، چهارپایان لاغر شدند (ابوالقاسم کاشانی۱، ۱۸) ║ ق۹. حملههای پیاپی بر ایشان بنمودند و به صدماتِ متعاقب، هول رستاخیز در آن تیره شب به ایشان نمودند (شرفالدین یزدی، ۱/۸۹۱) ║ ق۱۰. اینچه اندیشیدم و مصلحت خود در آن دیدم، سرتاسر همه بد بود و آنچه تو بر من کردی، سراسر همه نیک (دوغلات، ۶۹۴) ║ ق۱۱. کمابیش سههزار نفر جمع آمدند (اسکندر بیک، ۱/۳۵۳) ║ ق۱۲. مطعومات گوناگون و مشروبات رنگارنگ ترتیب میفرمود (محمد مروی، ۱/۳۲۱) ║ ق۱۳. گوشاگوش و دوشادوش و زودازود و تیزاتیز راه گریز گرفتند (رضاقلی خان، ۸/۲۹۱) ║ ق۱۴. خواستیم آن طرف برویم، بهواسطۀ تندی سراشیب نتوانستیم برویم (اعتمادالسلطنه۱، ۳۱۲) ║ ۱۳۱۶ش. عبداﻟﻠّﻪ در تمام این گیرودار و در کشاکش تمام این بدبختیها، بیش از هرکس به یادِ ... دوست یگانهاش بود (مؤتمن، ۲۲۶) ║ ۱۳۴۰ش. خوک ... هرگونه کثافتی را پیدا کند میخورَد و از هیچ چیز باک ندارد. در نتیجه وجودش سراپا کثافت است (دستغیب، ۲/۲۳۹) ║ ۱۳۶۸ش. اگر شما حقیقتاً چیز بهتری پیدا کردهاید، زهازه! (نجفی۱، ۳/۱۲۶۵) ║ ۱۳۹۱ش. هر متنی بینامتن است. به بیان دیگر، هیچ متنی عاری از متنهای دیگر نیست (ایمان رئیسی: کتاب ماه هنر، ش۱۶۶/۴۳)