فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

ربض

وضعیت: «تأییدشده»
ربض۲ ‎rabaz‎
(اسم) همسرِ مرد؛ زن؛ زوجه.
ق۷. گفت: هیچ هست او را که بزند بر دو دست یتیم؟ گفت: نهمار رواست تا رشید شود. گفت: هیچ روا باشد که فراگیرد ربضی یتیم را؟ گفت: نه و اگرچه او رضا دهد (مقامات حریری، ۲۳۱)

معنی ربض | فرهنگ جامع زبان فارسی