فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

شجاعت‌پناه

وضعیت: «در حال ویراستاری»
شجاعت‌پناه ‎šojâ’atpanâh‎
(صفت) (درمورد کسی) بسیار نترس و دلیر. شجاع ؛ ← شجاع ‏‌یک‌.، شجاعت.
ق۱۰. آن دو پادشاه شجاعت‌پناه برسر آغرق‌میرزا‌ابابکر که در سوق‌بلان غافل نشسته‌بود ایلغار کردند و اموال فراوان به‌دست آورده به اصفهان بازگشتند (خواندمیر۱، ۳‏/۵۶۲‏) ║ ق۱۱. چون در اردوی معلّی ظاهر شد که عثمان پاشا از راه دیگر لوای توجه به تبریز برافراخته شاهزادۀ شجاعت‌پناه از آن موضع جلو انداخته به ایلغار متوجه گشتند (محمود افوشته‌ای، ۱۶۷) ║ ق۱۲. دگر(متن: دیگر) بود خان شجاعت‌پناه/ نشینندۀ مجلس پادشاه (حسینی منشی، ۴۹۵)

معنی شجاعت‌پناه | فرهنگ جامع زبان فارسی