وضعیت: «در حال ویراستاری»
شجاعی šo(a)jâ’i
(اسم) شجاع بودن ؛ ← شجاعیک..
ق۵. چو زو نصرت ایزدی دور شد/ شجاعیش در جنگ بی نور شد (ربیع، ۳۲۱) ║ ق۶. آنچه حکایت کردهاست از روز بدر در عریش؛ نامعقول مینماید که خالی نیست از گریختن، یا میترسید که با مدینه گریزد یا به کّفار مکّه اگر میترسید که با مدینه گریزد پس خللی نکردی که نه روز احد هم از گریختگان بود که گریختن بوبکر و عمر بس طرفه نیست که بدان شجاعی نبودند که بنگریزند (عبدالجلیل رازی۲، ۲۴۷) ║ ق۷. زهی زخم شمشیر دریافروزت/ برون برده از شیر وصف شجاعی (شمس طبسی، ۹۷)