فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

ثمردار

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
ثمردار ‎samardâr‎
(صفت) (درموردِ درخت) که پربار و پرمیوه است ؛ پرثمر‏۱.
ق۱۰. حجاز آمد یکی نخل ثمردار/ سه‌گاه است حصاران نخل را یار (عبدالرحمن غزنوی، ۱۲۸) ║ ق۱۲. تأثیر ز دنیا نبَرَد خاطر خشنود/ کس شاخ ثمردار ز نخلی نبریده (تأثیر، ۶۹۳) ║ رصاص ... بر درخت ثمردار چون آن را طوق نمایند باعث حفظ ثمر آن است (عقیلی خراسانی، ۴۴۹)

معنی ثمردار | فرهنگ جامع زبان فارسی