فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

ا

وضعیت: «تأییدشده»
ا۵ ‎â‎ [گونۀ دیگرِ ان۱؛ گفتاریِ ها؛ (یا به احتمال ضعیف‌تر های جمع)]
۱. ⇐ ان۱.
ق۴. چشماشان می‌دوید از آب اندوهی (تفسیر طبری، ۳‏/۶۲۴‏) ║ خوار همی‌دارد چشمای شما (تفسیر طبری، ۳‏/۷۱۱‏) ║ ق۵. عبداﻟﻠّﻪ ‌بن ‌اُبیّ سَلول را همی‌خواند و آن سیصد مردا که با وی بودند (اسفراینی، ۱‏/۴۳۵‏) ║ ق۷. آلِهَةً: خدایا (قرآن ۶۱: فرهنگنامۀ قرآنی، ۱‏/۱۳‏) ║ ق۱۰. اَیْمانِکُمْ: دستکای شما (قرآن ۱۰۶: فرهنگنامۀ قرآنی، ۱‏/۳۲۱‏) ║ الاوتاد: میخا (قرآن ۱۱۰: فرهنگنامۀ قرآنی، ۱‏/۳۰۴‏) ║ ق۱۳. اَعِزَّةٍ: سخت‌دلا (قرآن ۱۳۸: فرهنگنامۀ قرآنی، ۱‏/۱۹۰‏)
۲. (خودمانی) ⇐ ها.

معنی ا | فرهنگ جامع زبان فارسی