فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

غفران‌دستگاه

وضعیت: «در حال تأیید»
غفران‌دستگاه ‎qofrândastgâh‎
← مغفور‏۱.
ق۱۰. چندان‌ که آن غفران‌دستگاه در نقاب تراب است انظار الطاف شاهی شامل حال و کافل آمال حضرت اقلیم‌پناهی باد (اسناد شاه طهماسب، ۴۹۵) ║ چون خبر رحلت خان غفران‌دستگاه به شاه جم‌جاه رسید جای او را به قزاق سلطان شفقت فرموده، او را به خانی ملقب ساختند (قاضی میر احمد۱، ۱‏/۳۹۱‏) ║ ق۱۱. بنابر این امر ناگزیر در این سال مرحمت‌پناه غفران‌دستگاه میرزا حبیب‌الله ... سفر جنان را بر توطّن این زندان اختیار نموده، به بلدی رحمت و راهنمایی مغفرت روانۀ جنت شد (وحید قزوینی، ۵۱۷)

معنی غفران‌دستگاه | فرهنگ جامع زبان فارسی