فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

حدیده

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
حدیده ‎hadide‎
(اسم) ابزاری با شیارهای تیز و برنده که برای رزوه‌تراشی سطح بیرونی میلۀ پیچ و لوله و مانند آنها به کار می‌رود.
۱۳۶۸ش. دست‌گاه دنده کردن سرلوله‌ها شامل دو قطعه‌ی زیرورو یا نروماده به‌نامِ حدیده و اضافه‌ای به‌اسمِ قلاویز که با آن داخل مجرا یا سوراخ را دنده بکنند.(پ) (شهری۲، ۳‏/۳۸۱‏)

معنی حدیده | فرهنگ جامع زبان فارسی