فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

خرپاکوبی

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
خرپاکوبی ‎xarpâkubi‎
(اسم) ساختن خرپا و اسکلت چوبی یا فلزی بر بالای سقف و بام برای نصب ورق‌های حلب و ایرانیت روی آن.
۱۳۳۴ش. در ضلع شرقی دارالفنون آن‌زمان اتاق نسبتاً بزرگی که درحدودِ دویست‌وپنجاه تن جا می‌گرفت و دراواخر تالار بزرگ دارالفنون شد و سقف خرپاکوبی با شیروانی آهنی داشت، نخست سالن تئاتر بوده‌است (نفیسی۱، ۶۴۳) ║ ۱۳۸۸ش. در ۱۳۲۶ شمسی به اهتمام اعضای صنف خرپاکوب، نجار و شیروانی‌کوب تأسیس شد و حدود ۴۰ سال به همین نام فعالیت می‌کرد (موسی فقیه حقانی: تاریخ معاصر ایران، ش۱۳۷/۵۲) ║ ۱۳۹۰ش. این تماشاخانه دارای تالاری نسبتاً بزرگ با سقفی بلند به ارتفاع ده متر بود. از بیرون به شکل سقف خرپاکوبی با شیروانی آهنی و از داخل به فرم نیم‌دایره با تزیینات چوبی و به رنگ سبز بود (نیایش پورحسن: فصل‌نامه تخصصی تئاتر، ش۱۸۹/۴۴)

معنی خرپاکوبی | فرهنگ جامع زبان فارسی